داستان ترسناک جدید
شنبه, ۱ مرداد ۱۴۰۱، ۱۲:۰۹ ق.ظ
💢داستان ترسناک💢
بابا با چهره ای خسته وارد خونه شد...
گفت من میرم استراحت کنم کسی مزاحم نشه...
تلفن خونه زنگ خورد ،مامانم جواب داد
_سلام
_...
مامان رنگ از صورتش پرید و گوشیو قط کرد!
گفتم مامان چت شده چیه چی شده؟
مامان گفت:
اونی که تو خونست بابات نیست...
بابات همین الان زنگ زد گفت تو راهم هنوز
ماجرای فیلم نفرین شده poltergeist چیست
ماجرای ترسناک وبکم :پرونده حل نشده
۰۱/۰۵/۰۱