نقد فیلم The BabaDook : هیولا در کمین است
نقد فیلم The BabaDook : هیولا در کمین است
اما تمام امتیازات اشاره شده بدان معنی نیست که بابادوک اثری تمام عیار و بی نقص به حساب می آید. بابادوک هر چه در القا نمودن غیر مستقیم و استعاری میان هراس درونی و بیرونی این خانواده دونفره موفق است بعضا در اجرای موارد قدیمی و امتحان پس داده ناموفق است و به شکل عجیبی مرتکب کم کاری میشود : کلیشه خانه نفرین شده و ورود شب هنگام عامل دلهره که قرار است مخاطب را به وحشت انداخته و تعلیق کار را به اوج رساند به شکلی غیر خلاقانه و کاملا تکراری و قابل پیش بینی طراحی و اجرا میشوند. بعنوان مثال موقعیت مکانی ملتهب در بابادوک در زیر زمین واقع میشود (کمتر مخاطبی رامیتوان یافت که از موقعیت زیر زمین دراین گونه آثار به وجد آید و غافلگیر شود) و یا درسکانسهای مربوط به حضور بابادوک نیز ،کنت به تمهیدات کاملا تکراری همچون تکان خوردن ناگهانی اشیا ، خاموش و روشن شدن ناگهانی برق ، صدایی حاصل از برخورد جسم با در ودیوار چوبی و… بسنده میکند، هرچند شاید باتوجه به اینکه عمده حوادث درگیر کننده اثر در فضایی بسته رخ میدهند رعایت مو به مو چنین نکاتی آنچنان به پیکره کلی اثر صدمه وارد نکرده باشد اما در قیاس با فیلمنامه ای که گویی برای هر تک سکانس خود برنامه دارد و در هر موقعیت مخاطب را با روان پریشان و غیر قابل پیش بینی شخصیتها مواجه میسازد ، نوعی سهل انگارانه بنظر میرسد. نکته غیر قابل توجیه اثر نیز به پایان بندی و برخورد نهایی شخصیتها با بابادوک مربوط میشود: از مبارزه ساموئل با آمیلیا در خانه گرفته تا نحوه به دام انداختن آمیلیا سلسله حوادث از منطق پایینی بهره میبرند (گرفتار شدن آمیلیا در زیر زمین و نحوه طناب پیچ شدن) و برخورد مستقیم پایانی آمیلیا با عامل شر و تباهی که با توجه به پیشزمینه مخاطب از قدرت مهیب او و شیوه های مختلف نفوذش در کالبدهای متفاوت ، کمی حالت عجله ای و سرهم بندی گونه را القا میکند .
درنهایت اما آنچه بابادوک را از اثری متوسط به سطح بالاتری ارتقا میدهد نسبتی است که کارگردان با سوژه و ماهیت هراس انگیز اثرش برقرار میکند. چنانچه پیشتر نیز اشاره شد هیولایی که مدام روح و جسم آمیلیا و ساموئل را تهدید میکند ریشه در ناخودآگاه آمیلیا دارد، پس طبیعتا در چنین شرایطی این هیولا هیچگاه به شکلی مطلق از میان نخواهد رفت و هم همواره میتوان بر بازگشت او تاکید نمود، پس به همین دلیل جنیفر کنت در واپسین دقایق بابادوک دوباره آمیلیا را به عنوان عنصر محرک بروز هیولا ، به موقعیت زیر زمین میبرد تا شاهد ارتباط نا گسستنی او با بخش تاریک و پنهان روحش باشیم، به واقع بابادوک در این مقطع از زندگی توسط آمیلیا و ساموئل شکست میخورد اما به شکلی قاطع ازبین نمیرود. پایانی که تعلیق اثر را قوت میبخشد تا مخاطب همواره نسبت به ادامه حیات این خانواده دچار تردید و نگرانی باشد .